سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣ - گفتار سوم
لبني به اصفهان آمده بودند و براي استراحت و خواندن نماز ساعتي را در مدرسه صدر به سر ميبردند. ايشان مشاهده کرد که يکي از آنها با عجله سر حوض مدرسه وضو گرفت و خيلي تند نمازش را خواند. ايشان به او فرمود: اين نماز بود که خواندي؟ او گفت: نه. فرمود: پس چه بود؟ آن شخص گفت: ميدانم که آنچه خواندم نماز نبود، فقط ميخواهم به خدا بگويم که من ياغي نيستم. نقل کردهاند که مرحوم کاشي با شنيدن آن حرف به شدت گريست و به او فرمود: نماز تو از نمازهاي ما بهتر است.
بههرروي ما در نماز احکام ظاهري را رعايت ميکنيم تا به خدا بگوييم ما ياغي نيستيم و سر جنگ با تو نداريم و اين نماز صرفاً براي اسقاط تکليف انجام ميگيرد و با نماز مقبول و نمازي که علاوه بر رعايت احکام ظاهري، با حضور قلب و توجه کامل به معبود خوانده ميشود خيلي فاصله دارد. ازاينجهت اگر يکي از اولياي خدا چنين نمازي بخواند، از او نميپذيرند و سخت او را مؤاخذه ميکنند. اين نمازي که ما بدان افتخار ميکنيم و اميد داريم که باعث نجات ما از عذاب الاهي گردد، براي اولياي خدا به جهت عدم رعايت شرايط کافي و عدم حضور قلب و توجه کامل به معبود، جسارت به خداوند به شمار ميآيد. بر اين اساس، مضمون برخي از روايات اين است: کسي که در نماز توجه به خدا نداشته باشد و نمازش فاقد حضور قلب باشد، خداوند را مورد استهزاء قرار داده است. چطور ممکن است کسي باور داشته باشد که خدا از همهکس و همه چيز بزرگتر است، اما حتي در حال نماز هم خدا را بهحساب نياورد و دلش به هرکس و هر چيزي تعلق و توجه داشته باشد جز خدا! کارهاي بسيار خوب و شايستهاي هم که ما انجام ميدهيم و بدانها افتخار ميکنيم، اگر در همان حد از سوي اولياي خدا انجام گيرد، بابت آنها به درگاه خداوند استغفار و توبه ميکنند و ميگريند. انبيا و اولياي معصوم خدا، گرچه با تکاليف الاهي مخالفت نميکنند و حتي ميکوشند که ترک اولي نيز در پرونده اعمالشان ثبت نگردد، اما چون اشتغالات زندگي آنان را از