سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩ - گفتار سوم
آمدهاند نيستند و متناسب با احوال معصيتکاران ميباشند، پس درواقع، در راستاي تعليم ديگران ايراد شدهاند. در اين دعاها و مناجاتها پيشوايان معصوم(عليهم السلام) به ما آموختهاند که در هنگام توبه از گناه، چگونه به تضرع و زاري به درگاه خداوند بپردازيم و چگونه گنهکاران با خداوند سخن گويند و زمينه مغفرت خود را فراهم آورند.
ارزيابي پاسخ اول
با بررسي دعاها درمييابيم که برخي از آنها صرفاً براي تعليم ديگران ايراد شدهاند و ناظر به احوالات قائل و تعليمدهنده آنها نيستند؛ نظير دعاهايي که معصومين به پيروان خود فرمودهاند که در مناسبتها و شرايط خاصي بخوانند. اما بسياري از دعاها و مناجاتها چنين نيستند و معصوم در آنها از حالات خود خبر ميدهد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار(عليهم السلام)و نيز ساير اوليا و انبياي الاهي، گاه به هنگام دعا و مناجات چنان ميگريستند که بيهوش ميشدند. مسلماً آن مناجاتها و دعاهاي همراه با آن نالهها و گريهها نميتوانند صرفاً براي تعليم ديگران ايراد شده باشند و بيترديد برآمده از سوداي دل آن بزرگواران و ناظر به حالات آنها ميباشد. امير مؤمنان(عليه السلام) در مناجات با خدا آنقدر گريه و زاري ميکردند که بيهوش بر زمين ميافتادند. بيترديد چنين حالتي نميتواند تصنعي و براي تعليم ديگران باشد. خداوند در قرآن صريحاً به پيامبر اکرم(صلى الله عليه وآله) امر ميکند که از گناهت استغفار کن[١] و يا در حديث قدسي آمده است که خداوند به حضرت موسي(عليه السلام) ميفرمايد: هَبْ لي مِنْ عَينِک الدُّموعَ، وَ مِنْ قَلْبِک الْخُشوعَ، وَ مِنْ بَدَنِک الْخُضوعَ؛[٢] «به من از چشمانت اشکها و از قلبت خشوع و از بدنت فروتني و خضوع عطا کن».
[١] محمد (٤٧)، همان. [٢] ديلمي، ارشاد القلوب، ج١، باب٢٢، ص٩٣.