سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٨ - گفتار سوم
حتي در برخي روايات امير مؤمنان(عليه السلام)قسيم الجنه والنار[١] معرفي شدهاند و اختيار بهشت و جهنم به ايشان داده شده که هرکسي را شايسته يافتند به بهشت روانه کنند و هرکس ناشايست بود روانه جهنم کنند؛ با اين وصف چگونه آن حضرت از شدت عذاب الاهي ميگريستند و ناله ميکردند؟ آيا نميدانستند که خداوند در قيامت چه معاملهاي با آنان ميکند؟ و در اين صورت چرا به ديگران وعده شفاعت دادند؟
سؤال سوم اينکه در برخي مناجاتهاي معصومين(عليهم السلام) تعابيري به کار رفته که با يک گناهکار عادي نيز سازگار نيست، چه رسد به آن حضرات که داراي عاليترين مقامات بودند. بهعنوان نمونه امام سجاد(عليه السلام) در دعاي ابوحمزه ثمالي ميفرمايند: فَمَنْ يَکونُ أَسْوَءَ حالاً مِنّي إنْ أنَا نُقِلْتُ عَلى مِثْلِ حالي إلى قَبْري، لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتي وَلَمْ أَفْرُشْهُ بِالعَمَلِ الصّالِحِ لِضَجْعَتي؛[٢] «پس از من تيرهروزتر کيست اگر من با چنين حالي روانه شوم به قبري که آن را براي آرميدن خود مهيا نساختهام و با عمل صالح آن را [براي استراحت خود] مفروش نگرداندهام».
يک گناهکار عادي هم، در هنگام استغفار نميگويد که هيچکس از من بدحالتر نيست، پس چرا امام سجاد(عليه السلام) در مناجات خود چنين تعبيري را به کار ميبرند؟ بالاخره براي اين سؤالات بايد پاسخ روشني يافت. در اين راستا، پاسخهايي ارائه کردهاند که برخي از آنها مناسب و قانع کننده به نظر ميرسد و اما برخي از آنها قانع کننده نيست و درهرصورت ما به بيان برخي از آن پاسخها ميپردازيم.
پاسخ اول
آن تعابير بههيچوجه ناظر به احوال و رفتار آن بزرگواران که به مقام عصمت نايل
[١] مجلسي، بحار الانوار، ج٧، باب٨، ص٢٣٢، ح٣. [٢] مفاتيح الجنان، دعاي ابوحمزه ثمالي.