سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٥ - ضرورت استفاده از عمر براي سراي جاودانه آخرت
آخرت را پيدا کنيم و توشه اصلي خود را براي زندگي ابدي خود ذخيره سازيم. نبايد به مرحله کوتاه دنيا دل سپريم و همه توان خود را صرف آخرت کنيم و به بهرهبرداريهاي دنيوي خويش نيز رنگ الاهي ببخشيم و در انديشه روزي باشيم که حتي عزيزترين کسانمان از ما ميگريزند و ما را فراموش ميکنند و تنها اعمال صالحي که در دنيا انجام دادهايم به کار ما ميآيند و باعث نجات ما از قهر الاهي ميگردند: يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ * وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ؛[١] «روزي که آدمي از برادرش، و از مادرش و پدرش، و از همسرش و پسرانش ميگريزد».
عظمت روز قيامت و هول و هراس آن تا حدي است که برادري که در دنيا حاضر بود جانش را فداي او کند و فرزنداني که به آنان عشق ميورزيد و آسايش و راحتي خود را خرج آنها کرده براي تربيت و ترقّي آنان زحمت فراواني متحمل ميشد، و حتي پدر و مادري که بيش از هرکسي به انسان توجه و محبت دارند، انسان را فراموش ميکنند و هرکس سر در گريبان خود دارد و در انديشه حساب الاهي و فرجامي است که خداوند براي او رقم خواهد زد.
اگر نيک بينديشيم که ما در سفري طولاني گام مينهيم و مقصد ما سرايي ابدي است که هم نعمتها و هم عذابهاي آن ابدي است و مقاماتي در آن سرا براي بهشتيان و صالحان معيّن گرديده که درک مراتب و فواصل آنها از ما ساخته نيست. حتي ما نميتوانيم تفاوت بين مقام سلمان و مقام ابوذر را درک کنيم، چه رسد که فاصله بين مقام رسول خدا(صلي الله عليه و آله) و ائمه معصومين(عليهم السلام) با مقام اصحاب و يارانشان را فهم و درک کنيم.
عظمت و فراخناي مقامات بهشتي تا به حدي است که ما اگر چندين برابر عمر ميکرديم و حتي اگر خداوند عمر حضرت نوح(عليهم السلام) را به ما ميداد و ما سراسر آن را صرف آخرت ميکرديم، همه زحمات و تلاش ما در افق نازلترين درجات و مقامات
[١] عبس (٨٠)، ٣٤ـ ٣٦.