سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٣ - مراحل حيات انسان
دعا ميکند و آثار علمي که از خود باقي نهاده و ديگران از آن بهرهمند ميگردند و صدقه و کار خير ماندگاري که انجام داده است».
مرحله پنجم حيات انسان در آخرت رقم ميخورد که پس از عالم برزخ و ظهور قيامت کبري آغاز ميگردد و آن حيات اخروي ابدي است و پاياني ندارد. در آن عالم نتايج اعمال انسان در دنيا ظاهر ميگردد و انسان هر توشهاي که در دنيا فراهم ساخته در سراي آخرت از آن استفاده ميکند و امکان انجام عمل جديد و تدارک رفتار زشت وجود ندارد: وَإِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَلَا حِسَابَ، وَغَداً حِسَابٌ وَلَا عَمَلَ؛[١] «همانا امروز روز کار است و روز حساب نيست و فردا روز حساب است و کس را مجال کار نيست».
کسي که از فرصت عمر استفاده صحيح نبرد و توشه کافي براي سراي آخرت نيندوخت و از خدا غافل گشت و خود را اسير شيطان و هواي نفس گرداند و غرق در لذتجويي و کامجويي از دنيا گرديد و از اطاعت خدا و انجام اعمال صالح که به کار آخرت او ميآيد خودداري کرد، پس از مرگ که پرده از برابر چشمانش کنار ميرود و حقايق در برابرش آشکار ميگردند، درمييابد که عمر خويش را تباه ساخته و حاصلي جز وزر و وبال و عذاب براي خويش نيندوخته است، و آرزو ميکند که دوباره به دنيا برگردد و به تدارک اعمال زشت خود و انجام اعمال صالح بپردازد. اما اين آرزو بيهوده است و راه برگشتي براي او وجود ندارد و او بايد براي هميشه جهنم را منزلگاه خويش سازد و کيفر اعمال زشت خود را تحمل کند:
حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَکتُ کلَّا إِنَّهَا کلِمَه هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛[٢] «تا آنگاه که مرگ يکي از آنها فرا رسد، گويد: پروردگارا، مرا بازگردانيد، تا
[١] نهج البلاغه، خ ٤٢. [٢] مؤمنون (٢٣)، ٩٩، ١٠٠.