سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٨ - خوف ورجاي بايسته در روايات
خوف از عذاب غلبه نيابد. گرچه ما مدعي هستيم که از خداوند و عذاب او ميترسيم و به بهشت و رضوان الاهي اميدواريم، اما آيا اين ادعا با واقعيت تطبيق دارد و ما واقعاً از عذاب جهنم ميترسيم و به پاداش و ثواب الاهي اميد داريم؟ بهجاست که دراينباره چند روايت ذکر کنيم تا حقيقت امر براي ما روشن گردد.
در طليعه يکـي از حکمتهاي نهج البلاغه که در پاسخ به شخصي که از امير مؤمنان علي(عليه السلام) درخواست موعظه کرد ايراد شده و دربردارنده نصايح و موعظههاي ارزشمند و تأثيرگذار است، تا آنجا که در پايان آن حکمت، مرحوم رضي مينگارد: «اگر در نهجالبلاغه جز اين حکمت وجود نداشت، همين حکمت براي اندرز دادن کافي بود، اين سخن حکمتي رسا و عامل بينايي انسان آگاه و عبرتآموز صاحب انديشه است». ـ امير مؤمنان علي(عليه السلام)ميفرمايند:لَا تَکنْ مِمَّنْ يَرْجُو الْآخِرَه بِغَيْرِ عَمَلٍ، وَ يُرَجِّي التَّوْبَه بِطُولِ الْأَمَلِ، يَقُولُ فِي الدُّنْيَا بِقَوْلِ الزَّاهِدِينَ، وَيَعْمَلُ فِيهَا بِعَمَلِ الرَّاغِبِينَ...؛[١] «همچون کسي مباش که بدون عمل صالح آرزوي آخرت کند و با آرزوي دراز توبه را به تأخير اندازد. درباره دنيا چون پارسايان سخن گويد، ولي بسان دنياپرستان عمل کند».
مؤمنان راستين به رضوان الاهي و بهشتْ اميد دارند و براي دستيابي به اين اميد و آرمان، عمل صالح انجام ميدهند و از کارهاي ناشايست که مانع دستيابي به رضوان الاهي و گرفتار شدن به خشم و غضب الاهي است باز ميايستند. اما افراد سستعنصر که ايمان در جانشان ننشسته است، آرزوي رسيدن به سعادت و بهشت را دارند، اما به عمل صالح که آن آرزو را محقق ميسازد دست نمييازند و خود را به گناه ميآلايند و درعينحال آرزوي بخشش دارند. پيوسته با پيش کشيدن آرزوهاي پيدرپي و درازْ توبه را به تأخير مياندازند و بدينوسيله خود را از آلودگيها پاک نميسازند و از رضوان الاهي محروم ميگردند.
[١] نهج البلاغه، حکمت ١٥٠.