سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٩ - خوف ورجاي بايسته در روايات
همچنين امام صادق(عليه السلام) در پاسخ به کسي که از آن حضرت درباره گروهي از مدعيان دروغين دوستي آن حضرت که به گناهان دست مييازند و ميگويند که به بخشش خداوند اميدواريم، فرمودند: کذِبُوا، لَيْسُوا لَنَا بِمُوَالٍ، أُولَئِک قَوْمٌ تَرَجَّحَتْ بِهِمُ الْأَمَانِيُّ مَنْ رَجَا شَيْئاً عَمِلَ لَهُ، وَمَنْ خَافَ مِنْ شَيْءٍ هَرَبَ مِنْهُ؛[١] «دروغ گفتهاند، آنان دوستان ما نيستند، آنان مردمي هستند که آرزوها بر آنان چيره گشته و آنان را به اينسووآن سو ميبرد. هرکس به چيزي اميدوار باشد، براي رسيدن به آن تلاش ميکند و هرکس از چيزي بترسد از آن ميگريزد».
در جاي ديگر، امير مؤمنان علي(عليه السلام) در بياني کوبنده و هشدار دهنده درباره کسي که در پي بندگي خدا نيست و ادعا ميکند که به خدا اميد دارد، ميفرمايند:
يَدَّعِي بِزَعْمِهِ أَنَّهُ يَرْجُو اللَّهَ! کذِبَ وَالْعَظِيمِ. مَا بَالُهُ لَا يَتَبَيَّنُ رَجَاؤُهُ فِي عَمَلِهِ؟! فَکلُّ مَنْ رَجَا عُرِفَ رَجَاؤُهُ فِي عَمَلِهِ وَ کلُّ رَجَاءٍ إِلَّا رَجَاءَ اللَّهِ تَعَالَى فَإِنَّهُ مَدْخُولٌ وَکلُّ خَوْفٍ مُحَقَّقٌ إِلَّا خَوْفَ اللَّهِ فَإِنَّهُ مَعْلُولٌ. يَرْجُو اللَّهَ فِي الْکبِيرِ وَيَرْجُو الْعِبَادَ فِي الصَّغِيرِ، فَيُعْطِي الْعَبْدَ مَا لَا يُعْطِي الرَّبَّ. فَمَا بَالُ اللَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ يُقَصَّرُ بِهِ عَمَّا يُصْنَعُ بِهِ لِعِبَادِهِ. أَ تَخَافُ أَنْ تَکونَ فِي رَجَائِک لَهُ کاذِباً، أَوْ تَکونُ لَا تَرَاهُ لِلرَّجَاءِ مَوْضِعاً؟! وَکذَلِک إِنْ هُوَ خَافَ عَبْداً مِنْ عَبِيدِهِ أَعْطَاهُ مِنْ خَوْفِهِ مَا لَا يُعْطِي رَبَّهُ فَجَعَلَ خَوْفَهُ مِنَ الْعِبَادِ نَقْداً وَ خَوْفَهُ مِنْ خَالِقِهِ ضِمَاراً وَوَعْداً؛[٢] «به گمان خود ادعا ميکند که اميدش به خداست، سوگند به خداي عظيم که دروغ ميگويد. چه ميشود او را که [اگر راست گويد چرا] اميدش در کردارش نمايان نيست؟ پس هرکس به خدا اميد داشته باشد، اميدش در کردارش آشکار گردد. هر اميدي جز اميد به خدا ناخالص است و هر ترسي جز ترس از خدا نادرست است.
[١] کليني، کافي، ج ٢، ص٦٨، ح ٦. [٢] نهج البلاغه، خطبه ١٦٠.