سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤١ - اميد به رحمت بي انتهاي الهي
و به ابراز سوز و گداز درون واداشته است. شکي نيست که منظور از «رؤيت» و مشاهده خداوند، مشاهده حسي نيست و خداوند جسماني و مادي نيست تا بشود با چشم سر او را مشاهده کرد. ازاينروي، در شرح آيات وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَه * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَه؛[١] «آن روز چهرههايي تازه و خرم است و به پروردگار خود مينگرند». نانسبنمالک از پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) روايت ميکند که فرمودند:يَنْظُرُونَ إلَي رَبِّهِمْ بِلا کَيُفَيِّه وَلا حَدٍّ محْدُودٍ وَلا صِفَه مَعْلُومَه؛[٢] «آنها به پروردگارشان مينگرند بدون آنکه پروردگارشان کيفيت و حد و حدود و صفت مشخصي داشته باشد».
پس منظور مشاهده پروردگار با چشم دل و شهود و معرفت حضوري به صفات جلال و جمال اوست و اين معرفت و شهود وقتي حاصل ميشود که حجابهاي مادي و تعلقات دنيوي برطرف گردد و صفاي کامل و نورانيت و روحانيت خالص براي روح حاصل گردد. در ارتباط با اين رؤيت معنوي از امام صادق(عليه السلام) روايت شده که شخصي خدمت امير مؤمنان(عليه السلام) رسيد و گفت:
يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، هَلْ رَأَيْتَ رَبَّک حِينَ عَبَدْتَهُ؟ قَالَ: فَقَالَ: وَيْلَک مَا کنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ. قَالَ: وَکيْفَ رَأَيْتَهُ؟ قَالَ: وَيْلَک لَا تُدْرِکهُ الْعُيُونُ فِي مُشَاهَدَه الْأَبْصَارِ، وَلَکنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَانِ؛[٣] «اي امير مؤمنان، آيا پروردگارت را هنگام عبادت ديدهاي؟ فرمود: واي بر تو، من خدايي را که نديدهام نميپرستم. عرض کرد: چگونه او را ديدهاي؟ فرمود: واي بر تو، ديدگان به هنگام نظر افکندن او را درک نکنند، ولي دلها با حقايق ايمان او را ديدهاند».
[١] قيامت (٧٥)، ٢٢ـ٢٣. [٢] محمدحسين طباطبايي، الميزان، ج٢٠، ص١١٧. [٣] محمدبنيعقوب کليني، اصول کافي، ج١، ص٩٨، ح٦.