سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٧ - مفهوم ترس از خدا
مجازاتها و کيفرهاست. خداوند متعال دراينباره که ترس ما از خدا، به معناي ترس از اعمال خود ماست که به سلب نعمت الاهي و يا گرفتار شدن به عذاب الاهي ميانجامد ميفرمايد: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛[١] «به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشکي و دريا نمودار شده است، تا [خداوند جزاي] برخي از آنچه را کردهاند به آنها بچشاند، باشد که بازگردند».
خداوند در آيه ديگر نيز ميفرمايد: وَمَا أَصَابَکم مِّن مُّصِيبَه فَبِمَا کسَبَتْ أَيْدِيکمْ وَيَعْفُو عَن کثِيرٍ؛[٢] «و هر[گونه] مصيبتي به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و [خدا] از بسياري درميگذرد».
توضيح فزونتر مفهوم ترس از خدا اين است که در زمينه ترس، چند عنصر و عامل تحقق مييابد: يکي خود ترس، دوم شخص ترسنده، سوم عامل ترس و چهارم منشأ و متعلق ترس. مثلاً در مورد دانشآموزي که از مردود شدن ميترسد، شخص ترسنده خود دانشآموز است که در او ترس از مردود شدن به وجود آمده. عامل ترس درس نخواندن و کوتاهي در فراگيري دروس است که زمينه ترس او را فراهم ميآورد. متعلق و منشأ ترس او «مردود شدن» است. پس در اين مثال متعلق مستقيم و بيواسطه ترس مردود شدن است. اما در مثال مزبور عامل ديگري نيز وجود دارد و آن معلم است که دانشآموز را مردود ميسازد و ازاينروي معلم نيز متعلق ترس قرار ميگيرد ولکن تعلق ترس دانشآموز به معلم باواسطه و ازآنجهت است که معلم او را مردود ميکند و الاّ کسي از معلم ازآنجهت که معلم است و درس ميدهد ترسي ندارد. درواقع ترس دانشآموز از مردود شدن است و ترس او از معلم به آن جهت است که او را مردود ميکند.
[١] روم (٣٠)، ٤١. [٢] شوري (٤٢)، ٣٠.