سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٨ - مفهوم ترس از خدا
در مورد ترس از خدا نيز، عامل ترس گناه انسان است و متعلق ترس عذاب و کيفري است که بر آن گناه مترتب ميشود و چون خداوند بر اساس نظام حکيمانه خود پديد آورنده کيفر و عذاب است، متعلق ترس قرار ميگيرد. پس آنچه اولاً و بالذات انسان از آن ميترسد عذاب و کيفر گناهان است و ترس از خدا معالواسطه و به آن جهت است که وي نظام ترتب عذاب بر گناه را مقرر فرموده است. پس متعلق اصلي ترس و آنچه بايد از آن ترسيد عذاب و کيفري است که بهواسطه گناه متوجه انسان ميگردد. چنانکه مجرم حقيقتاً از زندان، تازيانه و مجازات ميترسد و منشأ ترس او جرمي است که مرتکب گشته است و ترس او از حاکم شرع ازآنروست که او مجري قانون است و الاّ او در درجه اول از کيفر و مجازات ميترسد.
بنابراين، منشأ ترس ما گناهاني است که مرتکب ميشويم و متعلق ترس ما حقيقتاً عذاب و کيفري است که متوجه آن گناهان ميشود و تعلق آن ترس به خداوند ازآنروست که وي کساني را که از دستورات و مقرراتش سرپيچي کنند کيفر ميکند و در نظامي که وي مقرر کرده، فرجام گناه جهنم و عذاب است و يا بنابر قانون تجسم اعمال وضعيتي که براي گنهکار در قيامت رقم ميخورد، جلوه حقيقي گناهاني است که در دنيا مرتکب ميگردد. چه اينکه براساس نظام الاهي اگر کسي چاقو به چشمش فرو برد کور ميشود و چون اين نظام به خداوند مستند است و اساساً همه کارها به خداوند مستند ميگردند، ميشود گفت که خداوند او را کور کرده، اما دراينبين کسي که به چشمش چاقو فرو برده مقصر و خطاکار است و مورد مؤاخذه قرار ميگيرد و براي هميشه بايد خسارت حرمان از چشم را تحمل کند. پس خداوند موجودي ترسناک نيست و داراي جود، کرم، رأفت و رحمت بينهايت است، اما بر اساس نظام حکيمانه او هرکس بخواهد به تکليف خود عمل نکند و با دستورات او مخالفت ورزد، کيفر و مجازات ميشود و ترس ما از عِقاب و کيفر الاهي است و