تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٣ - مقاله مرحوم مصنف و تضعيف جمع بين كلامين
شرح مطلوب
قوله: بل حصل قهرا عليهما: ضمير در « حصل » به تقابض و در « عليهما » به متعاملين راجع است.
قوله: ان وقع على وجه الرّضا: ضمير در « وقع » به تقابض عود مىكند.
قوله: اعتقادا: در جائى استعمال مىشود كه شخص نسبت به چيزى عقد قلبى داشته بدون اينكه آنرا استناد به شرع دهد.
قوله: تشريعا: در موردى بكار مىرود كه شخص نسبت بچيزى عقد قلبى داشته و آنرا به شرع استناد دهد.
قوله: وقع على هذا الوجه: مقصود از « هذا الوجه» اعتقادا يا تشريعا مىباشد.
قوله: ينتفى بانتفائها: ضمير در « ينتفى » به رضا و در « انتفائها » به جهة تقييديّه عود مىكند.
قوله: فى نظائره: يعنى نظائر اين قيد (كون القابض مالكا مستحقّا لما يقبضه) و خلاصه هرقيدى كه بصورت جهت تقييديّه در رضاه اخذ شود بانتفاء آن رضايت نيز منتفى مىگردد.
قوله: و هذان الوجهان: مقصود از وجهان، دو وجه ذيل است:
الف: تقابض متعاملين بدون رضايتشان بتصرّف ديگرى بوده بلكه منشاء حصول آن مقهوربودنشان بر آن باشد.
ب: تقابض آنها بر وجه رضاء ناشى باشد از بناء هريك بر ملكيّت ديگر چه اعتقادا و چه تشريعا.
قوله: كما انّه لا اشكال فى الجواز: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » است.
قوله: عن اثر العقد: مقصود از « عقد » عقد فاسد مىباشد.
قوله: ليكون معاطاة صحيحة: ضمير در « ليكون » به تقابض راجع است.
قوله: من دون ابتنائه: ضمير در « ابتنائه » به رضاء راجع است.
قوله: على استحقاقه: يعنى استحقاق التّصرّف.
قوله: بالعقد السّابق: يعنى عقد فاسد سابق.
قوله: بل وقع: يعنى وقع الرّضاء.