تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨ - دفع كلام معروف بين متأخرين
و امّا دفع كلام معروف بين متأخّرين مىگوئيم:
اگر قائل شديم كه بيع از نظر متشرّعه حقيقت در خصوص صحيح باشد و لو با تقريرى كه در آخر تعريف بيع آورده و گفتيم:
بيع در عرف مردم اسم قرار داده شده براى معاملهاى كه مؤثّر در نقل و انتقال باشد.
پس مىگوئيم:
حال اگر در نظر شارع يا متشرّعه بملاحظه اينكه اهل شرع و متديّن بشريعت هستند معاطات بيع صحيح و مؤثّر در نقل و انتقال باشد قطعا بيع حقيقى محسوب مىشود و در غير اينصورت بيع صورى بوده همچون بيع هازل از نظر اهل عرف لذا در اينفرض صحيح است كه بگوئيم هركسيكه در صحّت بيع صيغه ايجاب و قبول را اعتبار كرده يا بيع را به عقد تفسير نموده معاطات از نظر وى حقيقتا بيع نيست زيرا ايشان در مقام تعريف بيع منظورشان اينستكه بيعى را كه از نظر شارع مقدّس مؤثّر در نقل و انتقال است معرّفى و بيان كنند و وقتى چنين بيعى را منحصر در بيع با صيغه دانستند قهرا معاطات نبايد بيع باشد.
و حاصل كلام آنكه كلام معروف بين متأخّرين را تنها در فرضى مىتوان دفع و ردّ نمود كه بيع از نظر متشرّعه حقيقت در صحيح و مؤثّر باشد چه آنكه معاطات نيز از نظر شارع مقدّس وقتى صحيح و مؤثّر بود و بواسطهاش نقل و انتقال حاصل گشت قطعا و بطور بيع حقيقى مىباشد و ديگر نفى بيعيّت از آن صحيح نيست.
بلى اگر معاطات از نظر شارع مقدّس همچون بيع هازل بعقيده اهل عرف باشد البتّه مىتوان بيع را بطور حقيقت از آن سلب و نفى كرد.
شرح مطلوب
قوله: و ما ابعد ما بينه: ضمير در « بينه » به كلام معروف بين متأخّرين راجع است.
قوله: و يدفع الثّانى: مقصود از « ثانى » توجيه محقّق ثانى (ره) مىباشد.
قوله: فكلّ بيع عنده لازم: ضمير در « عنده » به بعضهم راجع است.