تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩
اندوه و غم، و فراهم ساختن اسباب هر فتح و پيروزى است، در واقع هيچ كس جز او «فتّاح» نيست، و «مفتاح» و كليد همه درهاى بسته در دست قدرت اوست.
*** در آخرين آيه مورد بحث، كه پنجمين فرمان به پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد، بار ديگر به مسأله «توحيد» كه سخن را از آن آغاز كرده بود، باز مىگردد و با اين مسأله بحث را خاتمه مىدهد:
مىفرمايد: «بگو: كسانى را كه به عنوان شريك به خداوند ملحق ساختهايد، به من ارائه دهيد» «قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ».
آنها چه ارزشى و لياقتى دارند؟ اگر منظورتان اين يك مشت سنگ و چوب بىجان و خاموش است، زهى بدبختى و شرمسارى كه ساختهها و پرداختههاى دست خود را از عالم جمادات، كه پائينترين موجوداتند، برگيريد و همسان خداوند بزرگ پنداريد.
و اگر اينها را سمبل ارواح و فرشتگان مىدانيد، باز مصيبت است و گمراهى؛ چرا كه آنها نيز مخلوق او هستند و سر بر فرمان او.
لذا، به دنبال اين جمله با يك كلمه، خط بطلان بر همه اين اوهام كشيده، مىگويد «نه، هرگز چنين نيست»! «كَلَّا».
اينها هرگز ارزش معبود بودن را ندارند، و در اين پندارهاى شما چيزى از واقعيت نيست، بس است، بيدار شويد، تا كى اين راه نادرست را ادامه مىدهيد؟!
در حقيقت «كَلَّا» كلمه كوچكى است كه همه اين معانى را در بر گرفته.
و سرانجام، براى تأكيد و تحكيم اين سخن، مىگويد: «بلكه تنها اوست خداوند عزيز و حكيم» «بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ».