تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥
بهشت و رحمت و رضاى او است. «١»
و اگر درست بينديشيم، اين تجارت عجيب با خداوند كريم، بىنظير است، چرا كه داراى امتيازاتى است، كه در هيچ تجارتى وجود ندارد:
١- تمام سرمايه را خودش در اختيار فروشنده گذارده، سپس در مقام خريدارى بر مىآيد!
٢- او خريدار است، در حالى كه هيچ نيازى به خريدارى اين اعمال ندارد، چرا كه خزائن همه چيز نزد او است!
٣- او «متاع قليل» را به «بهاى گزاف» مىخرد: يَا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسِيرَ وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثِيرِ: «اى خدائى كه عمل كم را مىپذيرى، و گناهان بسيار را مىبخشى». «٢»
٤- حتى متاع بسيار ناچيز را خريدار است «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ». «٣»
٥- گاه بها را هفتصد برابر و گاه افزونتر از آن مىدهد. «٤»
٦- علاوه بر پرداخت اين بهاى عظيم، باز از فضل و رحمتش آنچه در فكر نمىگنجد بر آن مىافزايد: «وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ» (آيه مورد بحث).
و چه تأسف آور است! كه، انسان خردمند آزاده، چشم از چنين تجارتى بر بندد، و به غير آن روى آورد، و از آن بدتر كه متاع هستى خود را به هيچ بفروشد!
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد: لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلا تَبِيعُوها إِلَّا بِها: «بدانيد كه براى سرمايه هستى شما، بهائى غير از بهشت نيست آن را به غير اين بها نفروشيد». «٥»
***