تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
در آيه ٣١ سوره «عنكبوت» در مورد فرشتگانى كه مأمور در هم كوبيدن سرزمين قوم «لوط» بودند آمده است: وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ: «هنگامى كه رسولان ما نزد ابراهيم آمدند گفتند: ما اهل اين آبادى را هلاك خواهيم كرد؛ چرا كه مردمى ستمگرند».
در آيات ديگر قرآن نيز، مىبينيم مأموريتهاى مختلفى بر عهده فرشتگان گذاشته شده، كه رسالتهاى آنها محسوب مىشود، بنابراين، رسالت، مفهوم وسيعى دارد.
ديگر اين كه، منظور از بالهاى فرشتگان، آن هم بالهاى دو گانه و سه گانه و چهار گانه چيست؟
بعيد نيست، منظور از بال و پر، در اينجا قدرت جولان و توانائى بر فعاليت بوده باشد، كه بعضى از آنها نسبت به بعضى برتر، و داراى توانائى بيشترند.
و لذا، براى آنها سلسله مراتب در بالها قائل شده كه بعضى: داراى چهار بال (مثنى: دو دو) و بعضى داراى شش بال و بعضى داراى هشت بالند.
«أَجْنِحَه» جمع «جناح» (بر وزن جمال) به معنى بال پرندگان است كه همانند دست، براى انسان مىباشد، و از آنجا كه بال وسيله نقل و انتقال پرندگان و حركت و فعاليت آنها است، گاهى اين كلمه در «فارسى» يا در «عربى» به عنوان كنايه از وسيله حركت و اعمال قدرت و توانائى به كار مىرود، مثلًا گفته مىشود: فلان كس بال و پرش سوخته شد، كنايه از اين كه: نيروى حركت و توانائى از او سلب گرديد، يا فلان كس را زير بال و پر خود گرفت، يا انسان بايد با دو بال علم و عمل پرواز كند، و امثال اين تعبيرات، كه همگى بيانگر معنى كنائى اين كلمه است.