تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥
در جمله دوم، همين مسأله را به صورت ديگرى مطرح مىكند، مىگويد:
«اگر فرد سنگين بارى ديگرى را دعوت به حمل گناهانش كند، چيزى از گناه و مسئوليت او را حمل نخواهد كرد، هر چند از نزديكان و بستگان او باشد» «وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلى حِمْلِها لايُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى». «١»
در حديثى آمده است كه، «در قيامت مادر و فرزندى را مىآورند كه هر دو بار سنگينى از گناه بر دوش دارند، مادر از فرزند تقاضا مىكند، در عوض آن همه زحمات كه در دنيا براى تو كشيدم، مقدارى از بار مسئوليت گناه مرا بر دوش گير، فرزند به مادر مىگويد: از من دور شو، كه من از تو گرفتارترم»! «٢»
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه: آيا اين آيه با آنچه در روايات فراوان درباره سنّت «حسنه» و «سيئة» وارد شده، منافات ندارد؟؛ چرا كه اين روايات مىگويد: «هر كس سنت نيكوئى بگذارد، اجر تمام كسانى كه به آن عمل كنند، براى او نوشته خواهد شد، بى آن كه از پاداش آنها كاسته شود، و كسى كه سنت بدى بگذارد وزر كسانى كه به آن عمل كنند بر او خواهد بود، بى آن كه از گناه آنها كاسته شود».
ولى با توجه به يك نكته، پاسخ اين سؤال روشن مىشود و آن اين كه: در صورتى گناه كسى را بر ديگرى نمىنويسند كه، هيچ دخالتى در آن نداشته باشد، اما اگر از طريق ايجاد سنت، يا معاونت و كمك، يا تشويق و ترغيب، سهمى در