تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١
اختيار «داود» گذاشت.
به هر حال، بعد از اين اشاره سر بسته، به شرح آن مىپردازد، و قسمتى از فضائل معنوى، و بخشى از فضيلتهاى مادى «داود» را بدين گونه شرح مىدهد:
«ما به كوهها گفتيم: با داود همصدا شويد، و همچنين شما اى پرندگان با او هم آواز گرديد» و هر گاه او ذكر و تسبيح خدا مىگويد زمزمه را سر دهيد «يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ».
كلمه «أَوِّبى» در اصل از «تأويب» به معنى «ترجيع و گرداندن صدا در گلو» است، اين ماده گاهى به معنى «توبه» نيز استعمال مىشود، به خاطر اين كه حقيقت آن بازگشت به سوى خداست.
گر چه، همه ذرات جهان ذكر، تسبيح و حمد خدا مىگويند، خواه داودى با آنها همصدا بشود، يا نشود، ولى امتياز «داود» اين بود كه: به هنگام بلند كردن صدا و سردادن نغمه تسبيح، آنچه در كمون و درون اين موجودات بود، آشكار مىگشت، و زمزمه درونى، به نغمه برونى تبديل مىشد، همان گونه كه در مورد تسبيح «سنگريزه» در دست پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز در روايات آمده است.
در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: إِنَّهُ خَرَجَ يَقْرَأُ الزَّبُورَ وَ كانَ إِذا قَرَأَ الزَّبُورَ لايَبْقى جَبَلٌ وَ لا حَجَرٌ وَ لا طائِرٌ إِلَّا أَجابَهُ!: «داود، به سوى دشت و بيابان خارج گرديد، در حالى كه زبور قرائت مىكرد و هنگامى كه زبور را تلاوت مىكرد، هيچ كوه و سنگ و پرندهاى نبود، مگر اين كه با او همصدا مىشد». «١»
بعد از ذكر اين فضيلت معنوى، به ذكر يك فضيلت مادى پرداخته، مىگويد: «و ما آهن را براى او نرم كرديم» «وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ».
ممكن است گفته شود: خداوند به صورت اعجاز مانندى، روش نرم كردن