تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٩
آنها رسولان ما را تكذيب كردند، لذا براى تقويت آن دو شخص، سومى ارسال نموديم، آنها همگى گفتند: ما فرستادگان به سوى شما، از طرف پروردگاريم» «إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ». «١»
به اين ترتيب، سه نفر از رسولان پروردگار (دو نفر در آغاز و يك نفر در اثناء، براى تقويت آنها) به سوى اين قوم گمراه فرستاده شدند.
در اين كه: اين رسولان چه كسانى بودند؟ در ميان مفسران گفتگو است:
جمعى گفتهاند: نام آن دو نفر «شمعون» و «يوحنا» بود و نام سومين «بولس» و بعضى نامهاى ديگرى براى آنها ذكر كردهاند.
و نيز در اين كه: آنها پيامبران و رسولان خداوند بودند، و يا فرستادگان حضرت مسيح عليه السلام (و اگر خداوند مىفرمايد: ما آنها را فرستاديم به خاطر آنست كه رسولان مسيح عليه السلام هم رسولان او هستند) باز در ميان مفسران گفتگو است: هر چند ظاهر آيات فوق، موافق تفسير اول است، گر چه در نتيجهاى كه قرآن مىخواهد بگيرد تفاوتى نمىكند.
*** اكنون، ببينيم آن قوم گمراه در مقابل دعوت رسولان، چه واكنشى نشان دادند؟ قرآن مىگويد: همان بهانهاى را كه بسيارى از كافران سركش، در برابر پيامبران الهى پيش كشيدند، مطرح نمودند: «گفتند: شما بشرى همانند ما هستيد، و خداوند رحمان چيزى نازل نكرده، سرمايه شما چيزى جز دروغ نيست»! «قالُوا ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ».
اگر بنا بود، فرستادهاى از طرف خدا بيايد، بايد فرشته مقربى باشد نه