تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٤
اى كاش! مىديدند، و ايمان مىآوردند اما افسوس!
در حديث آمده است: پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: إِنَّهُ نَصَحَ لَهُمْ فِى حَياتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ: «اين مرد با ايمان هم در حال حيات خود، خيرخواه قوم خويش بود و هم بعد از مرگ آرزوى هدايت آنها را داشت». «١»
جالب توجه اين كه: او نخست، تكيه بر موهبت غفران الهى مىكند، سپس بر اكرام، چرا كه نخست بايد با آب مغفرت، روح و جان انسان از آلودگى گناهان پاك گردد، و چون پاك شد، بر بساط قرب و اكرام الهى جاى گيرد.
اين نكته نيز، قابل دقت است كه: اكرام، احترام و بزرگداشت الهى گر چه نصيب بسيارى از بندگان مىشود، و اصولًا «تقوا» و «اكرام» دوش به دوش هم پيش مىروند: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» «٢»
ولى «اكرام» به طور كامل و بدون هيچ گونه قيد و شرط در قرآن مجيد، درباره دو گروه آمده است:
نخست «فرشتگان مقرب خدا» كه قرآن درباره آنها مىگويد: بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ* لايَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ: «آنها بندگان گرامى خدايند* كه در سخن بر او پيشى نمىگيرند و فرمانش را به كار مىبندند». «٣»
و ديگر، بندگان كامل الايمان، كه قرآن از آنها به عنوان «مخلصين» ياد كرده، و درباره آنها مىگويد: أُولئِكَ فِى جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ: «آنها در باغهاى بهشت گرامى داشته مىشوند». «٤»- «٥»
*** به هر حال، اين پايان كار اين مرد مؤمن و مجاهد راستين بود، كه در انجام رسالت خويش، و حمايت از پيامبران الهى، كوتاهى نكرد، و سرانجام، شربت