تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٤
تاريخ منظم زندگى انسانهاست، تاريخى كه اگر نبود، روابط اجتماعى به هم مىريخت، و زندگى براى انسان بسيار مشكل مىشد، از اين نظر نيز اين دو از آيات الهى هستند.
جالب اين كه: قرآن در اين آيات، مىگويد: «شب از روز پيشى نمىگيرد» اين تعبير نشان مىدهد: روز، قبل از شب آفريده شده، و شب به دنبال آن است درست است كه اگر كسى از بيرون، به كره زمين نگاه كند، اين دو را مانند دو موجود سياه و سفيد مىبيند، كه مرتباً بر گرد كره زمين مىچرخند، و در اين حركت دايره مانند، قبل و بعدى تصور نمىشود.
اما اگر توجه كنيم كه: اين كره زمين ما نخست جزء آفتاب بوده، و در آن روز، همه جا روز بود و شبى وجود نداشت، اما به محض اين كه: از آن جدا و دور شد، و سايه مخروطى شكل آن، در جهت مخالف نور آفتاب افتاد، شب پديد آمد، شبى كه به دنبال روز، در حركت است، دقت و ظرافت اين تعبير روشن مىشود.
و همان گونه كه گفتيم، نه تنها خورشيد و ماه در اين فضاى بىكران شناورند كه شب و روز هم در اين فضا بر گرد كره زمين شنا مىكنند، و هر يك براى خود مدار و مسير دورانى دارند.
در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت عليهم السلام نقل شده، نيز به اين معنى تصريح شده است كه خداوند روز را قبل از شب آفريد.
در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: خُلِقَ النَّهارُ قَبْلَ اللَّيْلِ: «روز قبل از شب آفريده شده». «١»
و در روايت ديگرى از امام «على بن موسى الرضا» عليهما السلام آمده است: