تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٣
گذشت است.
٤- جمله «ذَلَّلْناها لَهُمْ» اشاره به مسأله مهم رام شدن چهار پايان، براى انسان است، اين حيوانات زورمندِ پر قدرت، كه گاه به طور نادر، به فرمان خدا «ذَلَّلْناهْا» را فراموش كرده، سر به عصيان و طغيان بر مىدارند چنان خطرناك مىشوند، كه دهها نفر در مقابل آنان عاجز مىشوند، ولى، در حالت عادى گاهى يك قطار شتر را به ريسمانى بسته، و به دست كودكى چند ساله، مىسپارند و «مىبرد هر جا كه خاطر خواه اوست»!.
به راستى، عجيب است! انسانها، نه قادرند مگسى را بيافرينند، و نه حتى مىتوانند مگسى را رام خويش كنند، اما خداوند، قادر منّان ميليونها، ميليون چهار پايان مختلف را آفريده، و رام انسانها ساخته است كه دائماً در خدمت آنانند.
٥- جمله «فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَ مِنْها يَأْكُلُونَ» (با توجه به اين كه: «رَكُوب» صفت مشبه است به معنى مركوب، يعنى حيوانى كه بر آن سوار مىشوند) اشاره به اين است كه: انسانها پارهاى از چهار پايان را به عنوان مركب انتخاب مىكنند، و بعضى را براى تغذيه.
گر چه، گوشت همه چهار پايان معمولى، از نظر اسلام حلال است، ولى عملًا تنها بخشى از آنها، براى تغذيه مورد استفاده قرار مىگيرد، فى المثل گوشت الاغ، جز در موارد ضرورت، كسى از آن استفاده نمىكند.
البته، اين در صورتى است كه «مِنْها» را در هر دو جمله به معنى «تبعيض» در افراد بگيريم، اما اگر اولى تبعيض افرادى و دومى تبعيض اجزائى بوده باشد، مفهومش اين مىشود كه: بعضى از چهار پايان را مركوب خويش مىسازند و از قسمتى از اجزاى تن بعضى از آنها تغذيه مىكنند (چرا كه استخوان