تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧
١٤- از مخالفت و سرسختى دشمنان حق، نبايد وحشت كرد؛ چرا كه اين برنامه هميشگى آنها در طول تاريخ بوده است (يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ).
چه حسرتى از اين بالاتر، كه انسان درهاى هدايت را به خاطر تعصب و لجاجت و غرور به روى خود، ببندد و آفتاب عالمتاب حق را نبيند.
١٥- ايمان آورندگان به انبياء، قبل از همه، مستضعفان جامعه بودند (وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ).
١٦- همانها بودهاند كه در راه طلب، هرگز خسته نمىشدند، و تلاش و كوشش آنها محدود به هيچ حدى نبود (يَسْعى).
١٧- شيوه تبليغ را بايد از رسولان الهى ياد گرفت، كه از تمام روشها و تاكتيكهاى مؤثر براى نفوذ در دلهاى بىخبران استفاده مىكردند كه نمونهاى از آن در آيه فوق و رواياتى كه در تفسير آن آمده است، مشاهده مىشود.
*** سوم- پاداش و عذاب برزخ
در آيات بالا آمده بود: «مؤمن» مزبور، بعد از شهادت، در بهشت الهى جاى گرفت و آرزو مىكرد اى كاش! بازماندگان، از سرنوشت او آگاه مىشدند، مسلماً اين آيات، همانند آيات مربوط به شهيدان، مربوط به بهشت جاويدان رستاخيز نيست كه بر طبق آيات، ورود در آن بعد از رستاخيز مردگان و حساب محشر صورت خواهد گرفت.
از اينجا روشن مىشود: ما بهشت و دوزخى نيز در برزخ داريم كه شهيدان در آن متنعم، و طاغيان همچون «آل فرعون» صبح و شام در برابر آتش آن قرار مىگيرند، و با توجه به اين مطلب، بسيارى از مسائلى كه در مورد بهشت و دوزخ