تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩
كه آن مسأله «تفضّل» است و اين مسأله «استحقاق».
*** پس از آن به گوشهاى از پاداشهاى مؤمنان پرداخته، و قبل از هر چيز روى مسأله آرامش خاطر انگشت گذارده، مىگويد: «بهشتيان در آن روز چنان به نعمتهاى خدا مشغولند كه از هر انديشه ناراحتكننده بر كنار مىباشند» «إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ».
«و در نهايتِ سرور و شادى به سر مىبرند» «فاكِهُونَ».
«شُغُل» (بر وزن شتر) و «شُغْل» (بر وزن قفل) هر دو به معنى حادثه و حالتى است كه براى انسان روى مىدهد، و او را به خود مشغول مىدارد، خواه مسرتبخش باشد و يا غمانگيز!
اما از آنجا كه بلافاصله پشت سر آن، كلمه «فاكِهُونَ» آورده شده، و اين واژه جمع «فاكه» به معنى مسرور و خوشحال و خندان است، مىتواند، اشاره به امورى باشد كه از فرط شادى، انسان را چنان به خود مشغول مىدارد كه از امور نگرانىزا، به كلى غافل مىسازد، به طورى غرق در سرور و نشاط خواهد شد، كه غم و اندوهى بر او چيره نخواهد گشت، و حتى هول و وحشتى را كه به هنگام قيام قيامت و حضور در دادگاه عدل الهى، به او دست داده، به فراموشى مىسپارد، كه اگر به راستى فراموش نشود، همواره سايه نگرانى و غم بر دل او سنگينى خواهد كرد.
بنابراين، يكى از آثار اين اشتغال ذهن، فراموش كردن اهوال محشر است. «١»