تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠
در آيه ١٢٢ سوره «انعام» مىخوانيم: أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها: «آيا كسى كه مرده بود و ما او را زنده كرديم، و نورى براى او قرار داديم كه در ميان مردم با آن راه برود، همچون كسى است كه تا ابد، در ظلمات غوطهور است، و هرگز از آن خارج نمىشود»؟!
و در پايان آيه، مىافزايد: «خداوند هر كس را بخواهد شنوا مىسازد، تا دعوت حق را به گوش جان بشنود، و به نداى مناديان توحيد لبيك گويد» «إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُ».
«و تو هرگز نمىتوانى، سخن خود را به گوش مردگانى كه در قبرها خفتهاند برسانى»! «وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ».
فرياد تو هر قدر رسا، و سخنانت هر اندازه دلنشين، و بيانت هر مقدار گويا باشد، مردگان از آن چيزى درك نمىكنند، و كسانى كه بر اثر اصرار در گناه، و غوطهور شدن در تعصب و عناد و ظلم و فساد، روح انسانى خود را از دست دادهاند، مسلماً آمادگى براى پذيرش دعوت تو ندارند.
*** بنابراين، از عدم ايمان آنها نگران نباش، و بىتابى مكن، وظيفه تو ابلاغ و انذار است «تو تنها بيم دهندهاى» «إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ».
*** نكتهها:
١- آثار ايمان و كفر
مىدانيم قرآن براى مرزهاى جغرافيائى و نژادى و طبقاتى و مانند آن، كه انسانها را از يكديگر جدا مىكند، اهميتى قائل نيست، تنها مرز را مرز «ايمان» و