تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨
و درباره گروهى از كافران، تعبيرى دارد كه ضمن آن، آنها را به عنوان «ناپاكدلان» معرفى مىكند، مىگويد: أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْيُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ:
«آنها كسانى هستند كه خدا نمىخواهد دلهاى آنها را پاك سازد». «١»
در جاى ديگر مىگويد: دعوت تو را تنها زندگانى كه گوش شنوا دارند اجابت مىكنند نه مردگان!: إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ: «تنها كسانى كه گوش شنوا دارند دعوت تو را اجابت مىكنند، اما مردگان را، خدا در قيامت برمىانگيزد، سپس به سوى او باز مىگردند». «٢»
از مجموع اين تعبيرات، و تعبيرات فراوان ديگرى كه مشابه آن است، به خوبى روشن مىشود كه، قرآن محور حيات و مرگ را همان محور انسانى و عقلانى مىشمرد؛ چرا كه تمام ارزش انسان نيز در همين قسمت نهفته شده است.
در حقيقت، حيات و زندگى، درك و ديد، شنود و مانند آنها، در اين بخش از وجود انسان خلاصه مىشود، گر چه، بعضى از مفسران اين تعبيرات را مجاز دانستهاند، ولى، آنها در اينجا با روح قرآن هماهنگ نشدهاند؛ چرا كه از نظر قرآن، حقيقت همين است، و زندگى و مرگ حيوانى، مجازى بيش نيست!
عوامل مرگ و حيات روحانى بسيار زياد است ولى، قدر مسلم اين است كه: «نفاق»، «كبر»، «غرور»، «عصبيت» و «جهل» و گناهان بزرگ، «قلب» را مىميراند، چنان كه در «مناجات تائبين» از مناجاتهاى پانزدهگانه امام زين العابدين على بن الحسين عليهما السلام مىخوانيم: وَ أَماتَ قَلْبِى عَظِيمُ جِنايَتِي: «جنايت بزرگ من قلب مرا ميرانده است». «٣»