تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١
جهانيان است». «١»
در جاى ديگر مىخوانيم: هنگامى كه مؤمنان وارد باغهاى بهشت جاويدان مىشوند، «مىگويند: شكر براى خداوندى است كه اندوه را از ما بر طرف ساخت» (وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ). «٢»
اين حمد، نه تنها از زبان انسانها و فرشتگان است، كه از تمام ذرات جهان هستى نيز، زمزمه حمد و تسبيح او، به گوش هوش مىرسد، هيچ موجودى نيست جز اين كه: حمد و تسبيح او مىگويد.
*** آيه بعد، به شرح گوشهاى از علم بىپايان پروردگار- به تناسب توصيف خداوند به «حكيم» و «خبير» در آيه گذشته- پرداخته، چنين مىگويد: آنچه در زمين فرو مىرود و آنچه از آن خارج مىشود را مىداند» «يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِى الأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها».
آرى، او از تمام قطرات باران، و امواج سيلاب كه در اعماق زمين فرو مىروند، و به طبقه نفوذ ناپذير مىرسند، و در آنجا متمركز، و براى انسانها ذخيره مىشوند، آگاه است.
او از دانههاى گياهان كه با كمك باد، يا حشرات در پهنه زمين پراكنده مىشوند، و در زمين فرو مىروند، و روزى به درخت سر سبز يا گياه پر طراوتى تبديل مىگردند، با خبر است.