تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨
نمىرسد، تا حركت يك ساله خود را در يك ماه انجام دهد، و نظام ساليانه بر هم خورد.
همچنين شب بر روز پيشى نمىگيرد، كه بخشى از آن را در كام خود فرو برد، و نظام موجود به هم ريزد، بلكه همه اينها مسير خود را ميليونها سال بدون كمترين تغيير، ادامه مىدهند.
از آنچه گفتيم، روشن مىشود: منظور از حركت خورشيد در اين بحث، حركت آن به حسب حس ماست، جالب اين كه: اين تعبير، حتى بعد از آن كه ثابت شده خورشيد در جاى خود ساكن، و زمين در مدت يك سال يك بار به دور آن مىگردد، نيز به كار مىرود، مثلًا امروز مىگويند: تحويل خورشيد به «برج حمل» (رسيدن آن به آغاز فروردين) و يا رسيدن خورشيد به دايره نصف النهار، و يا رسيدن به ميل كلى، (منظور از ميل كل رسيدن خورشيد به آخرين نقطه ارتفاع خود، در نيم كره شمالى در آغاز تابستان و يا به عكس آخرين نقطه انخفاض در آغاز زمستان است).
اين تعبيرات، همگى نشان مىدهد: حتى بعد از كشف حركت زمين به دور خورشيد، و سكون آن، تعبيرات گذشته راجع به حركت خورشيد، به كار مىرود؛ چرا كه از نظر حسى، چنين به نظر مىآيد: كه خورشيد در حركت است، و اين تعبيرات از همين جا گرفته مىشود.
و به اين ترتيب، شناور بودن خورشيد و ماه در فلكهاى خود «كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» نيز از همينجا ناشى مىشود.
اين احتمال نيز، وجود دارد كه: منظور از شناور بودن خورشيد در فلك خود، حركت آن همراه با منظومه شمسى و همراه با كهكشانى كه ما در آن قرار داريم باشد؛ چه اين كه: امروز، ثابت شده است: منظومه شمسى ما جزئى از