تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣
ديد از آنها در اين باره سؤال كرد، گفتند: اينها خدايانى هستند كه به شكل موجودات علوى ساختهايم، از آنها يارى مىجوئيم، و به وسيله آنها تقاضاى باران مىكنيم!
«عمرو بن لحى» اين عمل را پسنديد و از آنها پيروى كرد، و بتى همراه خود براى «حجاز» به سوغات آورد، و از آن زمان، بت پرستى آغاز شد، و گسترش يافت تا اين كه، اسلام آمد و آن را ريشه كن ساخت. «١»
*** اكنون ببينيم «فرشتگان» در پاسخ سؤال پروردگار، چه مىگويند؟ آنها جامعترين و مؤدبانهترين پاسخ را انتخاب كرده چنين «عرض مىكنند: منزهى تو اى پروردگار، از اين نسبتهاى ناروا كه به ساحت مقدست دادهاند» «قالُوا سُبْحانَكَ».
ما به هيچوجه با اين گروه ارتباط نداشتهايم، «تنها تو ولىّ ما هستى نه آنها» «أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ».
«آنها ما را پرستش نمىكردند، بلكه جنّ را مىپرستيدند و اكثرشان به جنّيان ايمان داشتند» «بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ».
در اين كه: مفهوم پاسخ فرشتگان چيست؟ در ميان مفسران گفتگو است، و هر يك تفسيرى براى آن ذكر كردهاند، اما آنچه نزديكتر به نظر مىرسد اين است:
منظور از «جنّ» شيطان و ساير موجودات خبيثى است كه بت پرستان را به اين