تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥
اگر به انكار و تكذيب بر خيزند، خداوند با عزت و قدرتش آنها را تهديد كرده، و اگر از در تسليم و قبول در آيند، خدا با رحمتش آنها را بشارت داده. «١»
بنابراين، عزت و رحمتش كه يكى مظهر «انذار» و ديگرى مظهر «بشارت» است با هم آميخته و اين كتاب بزرگ آسمانى را در اختيار انسانها گذارده است.
در اينجا سؤالى مطرح است كه: مگر مىتوان حقانيت يك پيامبر يا كتاب آسمانى را، با سوگند و تأكيد اثبات كرد؟!
پاسخ اين سؤال، در دل آيات فوق نهفته است؛ زيرا از يكسو، قرآن را توصيف به حكيم بودن مىكند، اشاره به اين كه: حكمتش بر كسى پوشيده نيست، و خود دليل بر حقانيت خويش است.
ديگر اين كه: پيامبر صلى الله عليه و آله را به ره سپردن بر «صراط مستقيم» توصيف كرده، يعنى محتواى دعوت او، خود بيان مىكند كه مسير او مسير مستقيمى است، سوابق زندگى او نيز نشان مىدهد كه او طريقى جز طريق مستقيم ندارد.
و ما در بحثهاى دلائل حقانيت پيامبران به اين مطلب اشاره كردهايم كه:
يكى از بهترين طرق، براى پى بردن به حقانيت آنها اين است كه: محتواى دعوت آنان دقيقاً بررسى شود، هر گاه هماهنگ با فطرت، عقل و وجدان بود، و در سطحى قرار داشت كه از انسان با نيروى بشرى، امكانپذير نيست، به علاوه سوابق زندگى شخص پيامبر صلى الله عليه و آله چنان بود كه نشان مىداد، مرد امانت و صداقت است، نه دروغ و مكر و تزوير، اين امور، قرائن زندهاى مىشود بر اين كه: او فرستاده خدا است، و آيات فوق، در حقيقت اشارهاى به هر دو مطلب است، بنابراين، سوگند، و ادعاى فوق هرگز بىدليل نيست.
از اين گذشته، از نظر «فنّ مناظره»، براى نفوذ در دلهاى منكران لجوج هر