تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦
ايمان مىآوردند!.
٣- محتواى دعوت انبياء، خود بهترين گواه بر هدايت و حقانيت آنهاست (وَ هُمْ مُهْتَدُونَ).
٤- دعوت به سوى اللّه، بايد خالى از هر گونه چشمداشت پاداش باشد، تا اثر كند.
٥- گاهى گمراهىها عامل مخفى و پنهانى ندارد، بلكه ضلال مبين و آشكار است و بت پرستى و شرك، مصداق روشن «ضلال مبين» محسوب مىشود.
٦- مردان حق، بر واقعيات تكيه مىكنند و گمراهان بر موهومات و پندارها.
٧- اگر شوم و نكبتى وجود داشته باشد، سرچشمه آن خود انسان و اعمال او است.
٨- «اسراف» عامل بسيارى از بدبختيها و انحرافات است.
٩- وظيفه پيامبران و رهروان راه آنها «بلاغ مبين» و دعوت آشكار در همه زمينههاست، خواه مردم پذيرا شوند، يا نشوند.
١٠- اجتماع و جمعيت، از عوامل مهم پيروزى و عزت و قوت است (فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ).
١١- خداوند، براى درهم كوبيدن ياغيان سركش، لشكرهاى عظيم آسمان و زمين را بسيج نمىكند، بلكه با يك اشارت، همه چيز آنها را در هم مىكوبد.
١٢- ميان شهادت و بهشت فاصلهاى وجود ندارد، و شهيد قبل از آن كه از مركب بر زمين بيفتد در آغوش حور العين قرار مىگيرد. «١»
١٣- خداوند، نخست انسان را از گناه شستشو مىكند و بعد او را در جوار رحمتش جاى مىدهد (بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ).