تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧
آنان، نيز از همين طريق و همين رهگذر است.
چه كسى مىتواند آيات صريح توسل را انكار كند؟ و يا آن را شرك بپندارد و در مقابل قرآن بايستد و دم از توحيد زند؟ جز جاهلان مغرورى كه اين نغمههاى شوم را، كه منجر به ايجاد تفرقه بين مسلمين است، سر دادهاند!
لذا در حالات صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم: آنها در مشكلات به كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمدند، و توسل مىجستند، و از روح پاك او در درگاه خدا يارى مىطلبيدند.
چنان كه «بيهقى» محدث معروف اهل سنت، نقل مىكند: در زمان خليفه دوم خشكسالى و قحطى شد، «بلال» به همراه عدهاى از صحابه به كنار قبر پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و چنين گفت: يا رَسُولَ اللَّهِ اسْتَقِ لِأُمَّتِكَ ... فَإِنَّهُمْ قَدْ هَلَكُوا ...:
«اى رسول خدا صلى الله عليه و آله براى امتت باران بخواه ... كه هلاك شدند». «١»
بعضى از مفسران اهل سنت، مانند «آلوسى» احاديث زيادى در اين زمينه نقل كرده، و پس از گفتگو و سختگيرى در مورد اين احاديث، سرانجام چنين مىگويد: بعد از تمام اين گفتگوها، من مانعى در توسل به پيشگاه خداوند به مقام پيامبر صلى الله عليه و آله نمىبينم، چه در حال حيات، و چه بعد از ممات ... سپس كسان ديگرى را كه در پيشگاه خدا مقامى دارند، نيز، بر آن افزوده و اعتراف به جواز توسل به آنها مىكند. «٢»
بحث مشروح ديگرى نيز در اين زمينه در جلد چهارم صفحه ٣٦٦ ذيل آيه ٣٥ سوره «مائده» داشتهايم.