تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٨
پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، حال اين گروه را به هنگام گرفتارى در چنگال عذاب الهى، مجسم مىسازد، كه چگونه آنها پس از گرفتارى، به فكر ايمان مىافتند، اما ايمانشان سودى نخواهد داشت.
مىفرمايد: «اگر ببينى هنگامى كه فريادشان بلند مىشود، اما نمىتوانند فرار كنند، و از چنگال عذاب الهى بگريزند، و آنها را از مكان نزديكى مىگيرند و گرفتار مىسازند، از بيچارگى آنها تعجب خواهى كرد» «وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ». «١»
در اين كه: اين فرياد و فزع و بىتابى مربوط به چه زمانى است؟ در ميان مفسران گفتگو است:
بعضى آن را مربوط به عذاب دنيا يا هنگام مرگ دانستهاند، و بعضى آن را مربوط به مجازات روز قيامت.
ولى در آخرين آيه مورد بحث، تعبيرى است كه نشان مىدهد اين آيات همه مربوط به دنيا و عذاب استيصال، و يا لحظه جان دادن است، چرا كه در آخرين آيه، مىگويد: «ميان آنها و آنچه مورد علاقه آنها بود، جدائى افكنده مىشود، همان گونه كه قبل از آن درباره گروههاى ديگرى از كفار اين عمل انجام گرفت».
اين تعبير، با عذاب روز قيامت، سازگار نيست، چرا كه در آن روز همه يك جا براى حساب جمع مىشوند، چنان كه در آيه ١٠٣ سوره «هود» آمده است:
ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ: «آن روزى است كه همه مردم در آن جمع مىشوند، و روزى است كه همه آن را مشاهده مىكنند»!