تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧
دانستهاند، چرا كه زوال آنها عذاب و مصيبت است، و خداوند به مقتضاى حلم و غفرانش، اين عذاب و مصيبت را دامنگير مردم نمىكند، هر چند گفتار و اعمال بسيارى از آنها ايجاب مىكند كه اين عذاب نازل گردد، همان گونه كه در آيات ٨٨ تا ٩٠ سوره «مريم» آمده است: وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً* لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدّاً* تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدّاً:
«آنها گفتند خداوند رحمان فرزندى براى خود اختيار كرده* چه سخن زشت و زنندهاى؟!* نزديك است آسمانها به خاطر اين سخن از هم متلاشى گردد، و زمين شكافته شود، و كوهها به شدت فرو ريزد».
اين نكته نيز قابل توجه است كه: جمله «وَ لَئِنْ زالَتا ...» به اين معنى نيست كه اگر آنها زائل شوند، كسى جز خداوند آنها را نگهدارى نمىكند، بلكه به اين معنى است كه اگر در آستانه زوال و سقوط قرار گيرند، تنها خدا مىتواند آنها را حفظ كند، و گرنه حفظ كردن بعد از زوال مفهومى ندارد.
بارها در طول تاريخ بشر، اين مطلب پيش آمده است كه: بعضى از ستارهشناسان پيش بينى كردهاند: ممكن است فلان ستاره دنبالهدار و يا غير آن در مسير خود از كنار كره زمين بگذرد، و احتمالًا با آن تصادف كند، اين پيشبينىها افكار تمام جهانيان را در نگرانى فرو برده است، در اين شرايط، اين احساس براى همه پيدا مىشده كه در مقابل اين ماجرا هيچ كارى از هيچ كس ساخته نيست، چرا كه اگر فلان كره آسمانى به سوى زمين بيايد و تحت تأثير جاذبه با يكديگر بر خورد كنند، اثرى از تمدن چندين هزار ساله بشر، و حتى موجودات زنده ديگر بر صفحه زمين باقى نخواهد ماند، و هيچ قدرتى جز قدرت پروردگار، قادر به جلوگيرى از اين حادثه نيست.
در اين گونه حالات، همگان احساس نياز مطلق، به خداوند بىنياز مطلق