تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠
انسانىهمچون ما، و همين را دليل براى تكذيب رسولان و انكار نزول فرمان الهى، پنداشتند.
در حالى كه شايد خودشان نيز مىدانستند: در طول تاريخ، همه پيامبران از نسل آدم بودهاند، از جمله ابراهيم عليه السلام را كه همگى به رسالت مىشناختند مسلماً انسان بود، و از اين گذشته، مگر نيازها و مشكلات و دردهاى انسانها را جز انسان مىتواند درك كند؟. «١»
در اين كه: چرا در آيه، روى صفت «رحمانيت» خداوند تكيه شده، ممكن است از اين نظر باشد كه: خداوند ضمن نقل سخن آنها، مخصوصاً روى اين صفت تكيه مىكند، كه پاسخ آنها در نقل گفته خودشان نهفته باشد، زيرا چگونه ممكن است خداوندى كه رحمت عامش سراسر عالم را فرا گرفته است، پيامبرانى براى تربيت نفوس و دعوت به رشد و تكامل انسان، نفرستد؟
اين احتمال، نيز داده شده است كه: آنها مخصوصاً روى وصف رحمان تكيه كردند، كه بگويند: خداوند مهربان، كار بندگان خود را با فرستادن پيامبران و تنظيم تكاليف، مشكل نمىكند! آنها را آزاد مىگذارد! اين منطق سست و بىپايه با سطح افكار اين گروه متناسب بود.
*** به هر حال، اين پيامبران از مخالفت سرسختانه آن قوم گمراه، مأيوس نشدند، ضعف و سستى به خود راه ندادند، و در پاسخ آنها چنين «گفتند:
پروردگار ما مىداند كه ما قطعاً فرستادگان او به سوى شما هستيم» «قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ».