تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٣
جريحه دار شدن تعصب جاهلانه آنها، و به خطر افتادن منافع نامشروعشان، فاصله آنها از حق بيشتر شد، آرى هميشه از حق، فاصله داشتند و اكنون بيش از هر زمان.
*** آيه بعد، توضيحى است بر آنچه در آيه قبل گذشت، مىگويد: «دورى آنها از حق، به خاطر اين بود كه: طريق استكبار در زمين را پيش گرفتند، و هرگز حاضر نشدند در برابر حق تسليم شوند» «اسْتِكْباراً فِي الأَرْضِ». «١»
«و نيز به خاطر آن بود كه حيلهگريهاى زشت و بد را پيشه كردند « «وَ مَكْرَ السَّيِّئِ». «٢»
«ولى، اين حيلهگرىهاى سوء تنها دامان صاحبانش را مىگيرد» «وَ لايَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ».
جمله «لايَحِيقُ» از ماده «حاق» به معنى «نازل نمىشود و اصابت نمىكند و احاطه نمىيابد» مىباشد، اشاره به اين كه: حيلهگريها ممكن است موقتاً دامن ديگران را بگيرد، ولى، سرانجام به سراغ صاحب آن مىآيد، او را در برابر خلق خدا رسوا و بينوا، و در پيشگاه الهى شرمسار مىكند، همان سرنوشت شومى كه مشركان «مكّه» پيدا كردند.
در حقيقت، اين آيه، مىگويد: آنها تنها به فاصله گرفتن از اين پيامبر بزرگ