تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨
آيه فوق، مربوط به عذابهاى دنياست، و تهديد كفار و مجرمان به اين كه: خدا مىتواند آنها را در همين جهان به چنين سرنوشتهاى دردناكى مبتلا سازد، ولى به خاطر لطف و رحمتش چنين نكرده است، شايد اين لجوجان بيدار شوند و به راه حق باز گردند.
ولى احتمال ديگرى، نيز وجود دارد، و آن اين كه: اين آيات ناظر به مجازاتهاى الهى در روز قيامت است نه دنيا، در حقيقت به دنبال آيه قبل، كه مىگفت: ما در آن روز مهر بر دهانشان مىگذاريم، در اين آيات، به دو مجازات ديگر اشاره مىكند، كه: اگر خدا بخواهد درباره آنها اجرا خواهد نمود:
نخست اين كه: چشمان آنها را نابينا كند تا نتوانند «صراط» يعنى طريق بهشت را بيابند، و ديگر اين كه: اين افراد را كه در دنيا فاقد حركت در طريق سعادت بودند، در آن روز، به صورت مجسمههاى بىروحى در آورد كه در عرصه محشر حيران بمانند، نه راهى به سوى پيش و نه راهى به سوى عقب داشته باشند، البته، تناسب آيات، تأييدى است براى اين تفسير كه گفتيم، هر چند اكثر مفسران تفسير قبل را پذيرفتهاند. «١»
*** در آخرين آيه مورد بحث، به وضع انسان در پايان عمر، از نظر ضعف و ناتوانى عقل و جسم اشاره مىكند، تا هم هشدارى باشد به آنها كه براى انتخاب راه هدايت، امروز و فردا مىكنند، و هم پاسخى باشد به كسانى كه، تقصيرات خود را به گردن كمى عمر مىافكنند، و هم دليلى باشد بر قدرت خداوند كه: او همان گونه كه مىتواند يك انسان نيرومند را به ضعف و ناتوانى يك نوزاد باز