تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩
داشت، و قيام اين دو پيامبر به وظيفه شكرگزارى، سخن از قوم ديگرى به ميان مىآورد، كه در نقطه مقابل آنها قرار داشتند، و شايد در همان زمان و يا كمى بعد از آن مىزيستند، قومى كه خدا انواع نعمتها را به آنها بخشيده بود، ولى راه كفران را در پيش گرفتند، خدا نعمتهاى خود را از آنها سلب كرد، و چنان پراكنده و در به در، شدند كه، ماجراى زندگى آنها درس عبرتى براى جهانيان شد، آنها قوم «سبأ» بودند.
قرآن مجيد، سرگذشت عبرتانگيز آنها را ضمن پنج آيه بيان كرده، و به قسمت مهمى از جزئيات و خصوصيات زندگى آنها، در همين پنج آيه مختصر اشاره كرده است:
نخست مىگويد: «براى قوم سبأ در محل سكونتشان نشانهاى از قدرت الهى بود» «لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ».
به طورى كه خواهيم ديد، اين آيت بزرگ الهى، از اينجا سرچشمه مىگرفت، كه قوم سبأ با استفاده از شرائط خاص مكانى، و چگونگى كوههاى اطراف آن منطقه، و هوش سرشار خدا داد، توانستند سيلابهايى را كه جز ويرانى، نتيجهاى نداشت، در پشت سدى نيرومند، متمركز كنند، و به وسيله آن كشورى بسيار آباد بسازند، چه آيت بزرگى كه عامل ويرانى، تبديل به مهمترين عامل عمران گردد؟
در اين كه: «سبأ» (بر وزن سبد) نام كيست؟ و چيست؟ در ميان مورخان گفتگوست، ولى معروف اين است: «سبأ» نام پدر اعراب «يمن» است، و طبق روايتى كه از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده: مردى بود به نام «سبأ» كه ده فرزند از او متولد شد، و از هر كدام از آنها قبيلهاى از قبائل عرب در آن سامان به وجود