تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٠
٤٥ وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمّىً فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِعِبادِهِ بَصِيراً
ترجمه:
٤٥- اگر خداوند مردم را به سبب كارهائى كه انجام دادهاند مجازات كند، جنبندهاى را بر پشت زمين باقى نخواهد گذاشت! ولى (به لطفش) آنها را تا سر آمد معينى تاخير مىاندازد اما هنگامى كه اجل آنان فرا رسد، (خداوند هر كس را به مقتضاى عملش جزا مىدهد) او نسبت به بندگانش بيناست.
تفسير:
اگر لطف او نبود، جنبندهاى بر پشت زمين نبود!
آيه فوق، كه آخرين آيه سوره «فاطر» است بحثهاى تند و تهديدهاى شديد گذشته، اين سوره را با بيان لطف و رحمت پروردگار، بر مردم روى زمين پايان مىدهد، همان گونه كه: اين سوره را با گشايش رحمت خدا، بر مردم آغاز كرد.
به اين ترتيب، آغاز و انجام آن، در بيان رحمت الهى، متفق و هماهنگ است.
افزون بر اين، آيه گذشته كه مجرمان بىايمان را تهديد به سرنوشت پيشينيان مىكرد، اين سؤال را براى بسيارى از آنها و ديگران مطرح مىسازد كه:
اگر سنت الهى درباره همه گردنكشان چنين است، پس چرا اين قوم مشرك و سركش «مكّه» را مجازات نمىكند؟!