تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٠
«ما اينها را به خاطر اين پرستش مىكنيم كه، شفيعان ما در درگاه خدا باشند» مىگويد: چه شفاعتى؟ و چه كمك و نجاتى؟ آنها خود نيازمند به كمك و حمايت شما هستند، در تنگناى حوادث چه كارى از آنها براى شما ساخته است؟!
تعبير به «الرَّحْمن» در اينجا علاوه بر اين كه: اشاره به گستردگى رحمت خداوند و بازگشت همه نعمتها و مواهب به سوى او است، و اين خود دليلى بر توحيد عبادت مىباشد، بيانگر اين نكته است كه: خداوند رحمن ضرر و زيانى براى كسى نمىخواهد، مگر اين كه: خلاف كارى انسان به منتها درجه خود برسد، كه او را از محيط رحمت گسترده الهى دور، و در وادى غضبش گرفتار سازد.
*** پس آن گاه اين مؤمن مجاهد، براى تأكيد و توضيح بيشتر افزوده: «هر گاه من چنين بتهائى را پرستش كنم و آنها را شريك پروردگار قرار دهم در گمراهى آشكار خواهم بود» «إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ».
كدام گمراهى از اين آشكارتر، كه انسان عاقل و با شعور، در برابر اين موجودات بى شعور زانو زند، و آنها را در كنار خالق زمين و آسمان قرار دهد؟
*** اين مؤمن تلاشگر و مبارز، پس از اين استدلالات و تبليغات مؤثر و گيرا، با صداى رسا در حضور جمع اعلام كرد: «همه بدانيد! من به پروردگار شما ايمان آوردهام، و دعوت اين رسولان را پذيرا شدهام» «إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ».
«بنابراين سخنان مرا بشنويد» و بدانيد من به دعوت اين رسولان مؤمنم و گفتار مرا به كار بنديد كه به سود شماست «فَاسْمَعُونِ».