تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٨
چنين مىگويد: «امروز به هيچ كس ستم نمىشود» «فَالْيَوْمَ لاتُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً».
نه از پاداش كسى كاسته مىشود، و نه كيفر كسى افزون مىگردد، و حتى به قدر يك سر سوزن، كم و زياد و بيدادگرى و ظلم و ستم وجود ندارد.
پس از آن به بيانى مىپردازد كه: در حقيقت دليل روشن و زندهاى براى عدم وجود ظلم در آن دادگاه بزرگ است، مىفرمايد: «شما جز آنچه را عمل مىكرديد جزا داده نمىشويد» «وَ لاتُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ».
ظاهر اين تعبير، بدون آن كه چيزى در تقدير گرفته شود، اين است كه:
جزاى همه شما همان اعمال خودتان است، چه عدالتى از اين بهتر و برتر؟!
به عبارت ديگر: اعمال نيك و بدى كه در اين عالم انجام مىدهيد در آنجا همراه شما خواهد بود، همان اعمال تجسم مىيابد، و در تمام مواقف محشر و بعد از پايان حساب، همدم و همنشين شماست، آيا محصولِ اعمال كسى را به او تحويل دادن، بر خلاف عدالت است؟ و آيا نفس اعمال را تجسم بخشيدن، و قرين او ساختن، ظلم است؟
و از اينجا روشن مىشود: اساساً «ظلم» در آن صحنه مفهوم ندارد، و اگر در اينجا در ميان انسانها گاهى عدالت است و گاهى ظلم، به خاطر آنست كه توانائى اين را ندارند كه اعمال هر كس را به خود او تحويل دهند.
جمعى از مفسران، چنين تصور كردهاند: جمله اخير، مخصوص بدكاران و كفار است كه، به قدر اعمالشان كيفر مىبينند، و شامل مؤمنان نمىشود؛ چرا كه خداوند بيش از اعمالشان به آنها پاداش مىدهد.
ولى، با توجه به يك نكته اين اشتباه بر طرف مىگردد، و آن اين كه: در اينجا سخن از عدالت در پاداش و كيفر است و گرفتن جزاى استحقاقى، اين منافات ندارد كه خداوند، براى مؤمنان از فضل و رحمتش هزاران هزار، بيفزايد