تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥
غافل از اين كه: جهان، ميدان آزمايش و امتحان است، خداوند يكى را با تنگدستى آزمايش مىكند، و ديگرى را با غنا و ثروت، و گاه يك انسان را در دو زمان، با اين دو در بوته امتحان قرار مىدهد كه آيا، به هنگام فقر، امانت و مناعت طبع و مراتب شكرگزارى را به جا مىآورد؟ يا همه را زير پا مىگذارد؟
و به هنگام غنا از آنچه در اختيار دارد در راه او انفاق مىكند، يا نه؟
گر چه بعضى، آيه فوق را بر گروه خاصى، مانند يهود يا مشركان عرب و يا جمعى از ملحدين و منكران آئينهاى انبياء، تطبيق كردهاند، ولى ظاهر اين است كه: آيه مفهوم عامى دارد كه در هر عصر و زمانى مصداقهائى براى آن مىتوان يافت، هر چند مصداق آن، در عصر نزول آيه، افرادى از يهود يا مشركان بودهاند، اين يك بهانه عمومى، در طول اعصار و قرون بوده و هست، كه مىگويند:
اگر رازق خداوند است، پس چرا شما از ما مىخواهيد: افراد فقير را روزى دهيم؟ و اگر خدا خواسته است آنها محروم بمانند، پس چرا ما كسى را بهرهمند سازيم كه خدا محرومشان ساخته؟
بىخبر از اين كه: گاه نظام تكوين چيزى ايجاب مىكند، و نظام تشريع چيز ديگر!
نظام تكوين، چنين ايجاب كرده كه خداوند زمين را با تمام مواهبش، در اختيار بشر قرار دهد، و آنها را در اعمال خود، براى طى كردن مسير تكامل آزاد بگذارد، و در عين حال غرائزى در او آفريده كه، هر كدام او را به سوئى سوق مىدهد.
و نظام تشريع، چنين ايجاب كرده كه: قوانينى براى كنترل غرائز، تهذيب نفوس، و تربيت انسانها از طريق ايثار و فداكارى و گذشت و انفاق، قرار دهد، و انسان را كه استعداد رسيدن به مقام خليفةاللّهى دارد از اين طريق به آن مقام