تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥١
«كفر» شمرده است، و به اين ترتيب، تمام جامعه انسانى را به دو گروه «مؤمن» و «كافر» تقسيم مىكند.
قرآن در معرفى «ايمان» در موارد متعددى آن را تشبيه به «نور» كرده است، و «كفر» را به «ظلمت» و تاريكى، و اين تشبيه، زندهترين معرف براى برداشتى است كه قرآن از كفر و ايمان دارد. «١»
«ايمان»، يك نوع درك و ديد باطنى است، يك نوع، علم و آگاهى توأم با عقيده قلبى و جنبش و حركت است، يك نوع، باور كه در اعماق جان انسان نفوذ مىكند، و سرچشمه فعاليتهاى سازنده، مىشود.
اما «كفر»، جهل است و ناآگاهى و ناباورى، كه نتيجه آن عدم تحريك و فقدان احساس مسئوليت و حركتهاى شيطانى و مخرب است.
اين را نيز مىدانيم كه «نور» در جهان ماده، مبدأ هرگونه حيات و حركت و نمو و رشد در انسان، حيوان و گياه است، و به عكس «ظلمت» و تاريكى عامل خاموشى و خواب، و در صورت ادامه موجب مرگ و نابودى حيات است.
بنابراين، جاى تعجب نيست كه در آيات فوق، يك جا «ايمان» و «كفر» به «نور» و «ظلمت»، و جاى ديگر به «حيات» و «مرگ»، يك جا به «سايه آرامبخش» و «باد سموم» و جاى ديگر، «مؤمن» و «كافر» به «بينا» و «نابينا» تشبيه گرديده است.
و همه گفتنىها در ضمن اين چهار تشبيه، بيان شده.
راه دور نرويم، هنگامى كه با يك فرد «مؤمن» نشست و برخاست مىكنيم، اثر اين نور را در تمام وجودش احساس مىنمائيم، افكارش روشنىبخش است، سخنانش درخشنده است، اعمال و اخلاقش ما را به حقيقت زندگى و حيات