تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩
با توجه به اين وعده حق، «مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد، و مبادا شيطان مغروركننده، شما را فريب دهد، و به عفو و كرم خدا مغرور سازد» «فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لايَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ».
آرى، عوامل سرگرم كننده، و زرق و برقهاى دل فريب اين جهان، مىخواهد تمام قلب شما را پر كند، و از آن وعده بزرگ الهى غافل سازد.
شياطين جنّ و انس، با وسائل گوناگون فريبكارى، به طور مداوم به وسوسه مشغولند، آنها نيز مىخواهند: تمام فكر شما را به خود متوجه سازند، و از آن روز موعود بزرگى كه در پيش داريد، منحرف سازند، كه اگر فريب و وسوسههاى آنها مؤثر افتد، تمام زندگى شما تباه و آرزوى سعادتتان نقش بر آب است، مراقب آنها نيز باشيد.
تكرار هشدار به مردم، كه نه به وسوسههاى شياطين، مغرور شوند، و نه به دنيا، در واقع اشاره به اين است كه: راه نفوذ گناه در انسان دو راه است:
١- مظاهر فريبنده دنيا، جاه و جلال و مال و مقام، و انواع شهوات.
٢- مغرور شدن به عفو و كرم الهى، و در اينجاست كه شيطان از يكسو، زرق و برق اين جهان را در نظر انسان زينت مىدهد، و آن را متاعى نقد و پر جاذبه و دوست داشتنى و پر ارزش معرفى مىكند.
و از سوى ديگر، هر گاه، انسان بخواهد با ياد قيامت و دادگاه عظيم پروردگار، خود را در برابر فريبندگى و جاذبه شديد دنيا كنترل كند، او را به عفو الهى و وسعت رحمتش، مغرور مىسازد، و در نتيجه به گناه و طغيان دعوتش مىكند.
غافل از اين كه: خداوند همان گونه كه در موضع رحمت، «أَرْحَمُ الرَّاحِمِين» است، در موضع مجازات و كيفر «أَشَدُّ الْمُعاقِبِين» مىباشد، رحمتش