تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٧
أَعْيُنِهِمْ». «١»
و در اين حال، وحشتى فوق العاده آنها را فرا مىگيرد، «مىخواهند از راهى كه معمولًا از آن مىرفتند بروند و بر يكديگر پيشى گيرند، اما چگونه مىتوانند ببينند»؟! «فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ».
آنها حتى از پيدا كردن راه خانه خود، عاجز خواهند ماند، چه رسد به اين كه:
راه حق را پيدا كنند و در صراط مستقيم قدم بگذارند!
*** مجازات دردناك ديگر اين كه: «اگر بخواهيم آنها را در جاى خود مسخ مىكنيم (به مجسمههائى بى روح و فاقد حركت يا اشكال حيوانى افليج تبديل مىنمائيم) به گونهاى كه نتوانند راه خود را ادامه دهند و يا به عقب باز گردند» «وَ لَوْ نَشاءُ لَمَسَخْناهُمْ عَلى مَكانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطاعُوا مُضِيّاً وَ لايَرْجِعُونَ». «٢»
جمله «فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ» ممكن است، به معنى پيشى گرفتن از يكديگر در پيدا كردن راهى كه معمولًا از آن مىرفتند، بوده باشد، و يا به معنى منحرف شدن از راه و پيدا نكردن آن؛ چرا كه بعضى از ارباب لغت گفتهاند: جمله «فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ» به معنى جاوَزَوهُ وَ تَرَكُوهُ حَتّى ضَلُّوا است يعنى «از راه گذشتند و آن را ترك نمودند تا گمراه شدند». «٣»
به هر حال، طبق اين تفسير كه غالب مفسران اسلامى آن را پذيرفتهاند، دو