تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٣
باشى، از سايه ذلت معصيت خدا بدر آى، و در پناه عزت اطاعت او قرار گير»!. «١»
و اگر مىبينيم در بعضى از آيات قرآن، «عزت» را علاوه بر خداوند، براى پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان قرار مىدهد: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِيْنَ». «٢»
به خاطر آنست كه، آنها نيز از پرتو عزت پروردگار، كسب عزت كردهاند، و در مسير طاعت او گام بر مىدارند.
آن گاه راه وصول به «عزت» را چنين تشريح مىكند: «سخنان پاكيزه به سوى او صعود مىكند» «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ».
«و عمل صالح را بالا مىبرد» «وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ».
«الْكَلِمُ الطَّيِّبُ» به معنى سخنان پاكيزه است، و پاكيزگى سخن به پاكيزگى محتواى آن است، و پاكيزگى محتوا، به خاطر مفاهيمى است كه بر واقعيتهاى عينى پاك و درخشان تطبيق مىكند، و چه واقعيتى بالاتر از ذات پاك خدا، و آئين حق و عدالت او، و نيكان و پاكانى كه در راه نشر آن گام بر مىدارند؟
لذا «الْكَلِمُ الطَّيِّبُ» را به «اعتقادات صحيح» نسبت به مبدأ و معاد، و آئين خداوند تفسير كردهاند.
آرى، يك چنين عقيده پاكى است كه: به سوى خدا اوج مىگيرد، و دارندهاش را نيز پرواز مىدهد، تا در جوار قرب حق قرار گيرد، و غرق در عزت خداوند عزيز شود.
مسلماً از اين ريشه پاك، شاخههائى مىرويد، كه ميوه آن عمل صالح است، هر كار شايسته و مفيد و سازنده، چه دعوت به سوى حق باشد، چه حمايت از مظلوم، چه مبارزه با ظالم و ستمگر، چه خودسازى و عبادت، چه آموزش و پرورش، و خلاصه هر چيز كه در اين مفهوم وسيع و گسترده داخل است، اگر