تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١
شماست، شما نيز او را دشمن خود بدانيد» «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً».
عداوت او از نخستين روز آفرينش آدم عليه السلام شروع شد، و هنگامى كه بر اثر عدم تسليم در برابر فرمان خدا در مورد «سجده بر آدم»، مطرود درگاه پروردگار گرديد، سوگند ياد كرد كه: براى هميشه كمر دشمنى نسبت به آدم و فرزندانش خواهد بست، و حتى براى اين كار تقاضاى مهلت و طول عمر از خدا نمود!
او بر سر گفته خود ايستاده، و كوچكترين فرصت را براى اعمال عداوت، و وارد كردن ضربه بر شما، غنيمت مىشمرد، آيا عقل اجازه مىدهد كه شما او را به دشمنى نپذيريد و يك لحظه از او غافل بمانيد؟ چه رسد به اين كه:
بخواهيد «خطوات شيطان» و گامهاى او را پيروى كنيد، يا اين كه: او را به عنوان رفيق شفيق و دوست ناصح بپذيريد؟: أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ: «آيا او و فرزندانش را اولياى خود به جاى من انتخاب مىكنيد، در حالى كه دشمن سر سخت شما هستند»؟!. «١»
به علاوه، او دشمنى است كه از هر طرف به شما هجوم مىكند، چنان كه خودش مىگويد: ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ: «من از هر سو به سراغ فرزندان آدم مىروم، از پيش رو، از پشت سر، از سمت راست و از سمت چپ». «٢»
و به خصوص اين كه: او در كمينگاهى است كه: او انسان را مىبيند و انسان او را نمىبيند: إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاتَرَوْنَهُمْ: «شيطان و دار و