تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥
بنابراين، نه فرشتگان- كه ظاهراً معبود آنها بودند- مىتوانند شفاعتى كنند، و نه آنها نسبت به يكديگر مىتوانند كمكى انجام دهند.
اينجاست كه «به اين ظالمان مىگوئيم: بچشيد عذاب آتشى را كه آن را تكذيب مىكرديد» «وَ نَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ».
اين، نخستين بار نيست كه قرآن، از مشركان تعبير به «ظالم» و ستمگر مىكند، بلكه در بسيارى ديگر از آيات قرآن، از «كفر» تعبير به «ظلم» يا از «كافران و مشركان» تعبير به «ظالمان» شده است؛ چرا كه قبل از هر چيز بر خود ستم مىكنند كه تاج پرافتخار عبوديت پروردگار را از سر برداشته، و طوق بندگى خفتبار بتها را بر گردن مىنهند، و همه حيثيت، شخصيت و سرنوشت خود را بر باد مىدهند.
در حقيقت آنها در روز قيامت، هم مجازات شرك خود را مىبينند، و هم مجازات انكار معاد را، و در جمله «وَ نَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ» هر دو معنى جمع است.
*** نكتهها:
١- انفاق مايه فزونى است نه كمبود
تعبيرى كه در آيات فوق در مورد انفاق خوانديم، كه: فرمود هر چيزى را كه در راه خدا انفاق كنيد، خداوند جاى آن را پر مىكند تعبيرى است بسيار پر معنى.
اولًا: از اين نظر كه «شىء» به معنى وسيع كلمه، تمام انواع انفاقها را اعم از مادى و معنوى، كوچك و بزرگ، به هر انسان نيازمند، اعم از صغير و كبير، همه، را شامل مىشود، مهم اين است كه انسان از سرمايههاى موجود خود در راه خدا