تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٤
٥- سرانجام به تعبير زيباى يكى از مفسران، «شعر»، مجموعه شوقهائى است كه از زمين به آسمان، پرواز مىكند، اما «وحى»، مجموعه حقايقى است كه از آسمان به زمين نازل مىگردد، و اين دو خط كاملًا متفاوت است!
باز در اينجا، لازم است براى شاعرانى كه در خط اهداف مقدسى گام بر مىدارند، و از عوارض نامطلوب، شعر خود را بر كنار مىسازند، حساب جداگانهاى باز كنيم، و ارزش مقام و هنر آنها را فراموش نكنيم، ولى به هر حال طبيعت غالب شعر، آن است كه گفته شد.
به همين دليل، قرآن مجيد در آخر سوره «شعراء» مىگويد: وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ: «شعراء كسانى هستند كه گمراهان از آنها پيروى مىكنند»! «١»
سپس، در يك عبارت كوتاه و پر معنى، به ذكر دليل آن پرداخته، چنين مىگويد: أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ* وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لايَفْعَلُونَ:
«آيا نديدى كه آنها در هر وادى سرگردانند (همواره غرق پندارها و تشبيهات شاعرانه خويش هستند، تسليم امواج هيجانات و جهشهاى خيالاند)* و علاوه، نمىبينى سخنانى مىگويند كه عمل نمىكنند». «٢»
البته، در پايان همان آيات، نيز شاعران با ايمان و صالح را كه هنرشان در مسير اهدافشان است، استثناء مىكند و به آنها ارج مىنهد، و حسابشان را از ديگران جدا مىسازد.
ولى به هر حال، پيامبر صلى الله عليه و آله نمىتواند شاعر باشد، و هنگامى كه مىگويد:
«خدا به او تعليم شعر نداده»، مفهومش اين است كه: از شعر بر كنار است؛ چرا كه همه تعليمات به ذات پاك خدا بر مىگردد.
جالب اين كه: در تواريخ و روايات، كراراً نقل شده كه: هر وقت پيامبر