تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٢
در اينجا چند نكته، قابل توجه است:
١- از ميان نعمتهاى مختلفى كه انسان در آن غوطهور است در اينجا انگشت روى نعمت وجود چهارپايان گذارده شده؛ چرا كه آنها در زندگى روزمره انسان، حضور دائم دارند، به حدى زندگى انسان با آنها گره خورده، كه اگر از صفحه زندگى او حذف شوند، به راستى كار بر او مشكل و پيچيده خواهد شد، ولى، به دليل حضور دائمشان، كمتر مورد توجه قرار مىگيرند.
٢- جمله «عَمِلَتْ أَيْدِينا» (دست ما آن را انجام داده) كنايه از اعمال قدرت مستقيم پروردگار است؛ زيرا مهمترين عضوى كه انسان با آن اعمال قدرت مىكند، دستهاى اوست، به همين جهت، «يد» (دست) كنايه از «قدرت» است، مثلًا كسى مىگويد: فلان منطقه در «دست» من است، يعنى در سيطره قدرت من، قرار گرفته، قرآن مجيد مىگويد: يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ: «دست خدا بالاى دست آنهاست». «١»
به هر حال، ذكر «أَيْدِى» به صورت جمع، اشاره، به مظاهر گوناگون قدرت پروردگار مىباشد.
٣- جمله «فَهُمْ لَها مالِكُونَ» (با فاء تفريع) اشاره به اين است: چهار پايان را ما به قدرت خويش آفريدهايم، اما مالكيتش را به انسانها بخشيديم، و اين نهايت لطف پروردگار را بيان مىكند.
بنابراين، اشكالى كه براى بعضى از مفسران، در «فاء تفريع» در اينجا پيدا شده، موردى ندارد، اين، درست به آن مىماند كه: ما به كسى مىگوئيم، اين باغ را ما آباد كردهايم، اما تو بهره آن را مىبرى، و اين نشانه نهايت محبت و ايثار و