تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥
الْعَذابَ وَ جَعَلْنَا الأَغْلالَ فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا».
گر چه كتمان كردن در آن جهان كه «يوم البروز» است و چيزى قابل مخفى كردن نيست، فائدهاى ندارد، اما آنها طبق عادت ديرينهاى كه در دنيا داشتند، به پندار اين كه: مىتوانند حال خود را مكتوم دارند، به پنهان كارى دست مىزنند.
آرى، آنها هر وقت در دنيا به اشتباه خود پى مىبردند و نادم مىشدند، شجاعت اظهار ندامت كه مقدمهاى براى بازگشت و تجديد نظر بود، نداشتند، و همين خصيصه اخلاقى خود را در قيامت نيز، به كار مىگيرند و اما چه سود؟
بعضى از مفسران، احتمال دادهاند: اين پنهان داشتن ندامت، به خاطر شدت وحشتى است كه از مشاهده عذاب الهى، و گذاردن غل و زنجير بر گردن آنها دست مىدهد، نفسهايشان در سينهها حبس مىشود، و زبانشان از سخن باز مىماند.
هر چند، همانها در مواقف ديگر قيامت فرياد: يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ: «اى واى ما ستمگر بوديم» را سر مىدهند. «١»
بعضى نيز «اسرار» را در اينجا به معنى «اظهار» كرده، و گفتهاند: اين واژه، در لغت عرب در دو معنى متضاد استعمال مىشود، و نظير آن نيز كم نيست، ولى، با توجه به موارد استعمالات آن (اسرار) در قرآن و غير قرآن، اين معنى بعيد به نظر مىرسد، چرا كه «سر» معمولًا در مقابل «علن» قرار مىگيرد، و «راغب» نيز در «مفردات» به ضعيف بودن اين قول، تصريح كرده است، هر چند بعضى از علماى لغت، به هر دو معنى اشاره كردهاند. «٢»
به هر حال، اينها نتيجه اعمال خودشان است كه از پيش فراهم ساختهاند «آيا